X
تبلیغات
رایتل

نظم ظریف در جهان

سوره الملک 67 آیه 3و4

(نوشته در بخش قبلی )

أَلَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (سوره نوح 71 آیه 15)

« آیا نمی بینید که چگونه هفت آسمان را بطور منظم و هماهنگ خلق کرده است؟ »

الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ یَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ یَکُن لَّهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیرًا 

(سوره فرقان 25 آیه 2)

« خدائی که فرمانروائی آسمان ها وزمین ازآن اوست  وفرزندی نگرفته نگرفته وشریکی درفرمانروائی آن نداشته و همه چیز راخلق کرده با دقت اندازه آنرا معین نموده است .»

 

فلسفه ماتریالیست با این ادعا بوجود آمد که همه سیستمها در طبیعت و جهان مانند یک ماشین است که خود بخود درحال فعالیت است و تمام تنظیم و تعادل بی عیب در آنها تصادفی است .

گرچه امروزه ماهیت نادرست و دروغین ماتریالیسم و دارونیسم (که قبلا پایه علمی نامیده می شد ) به صورت علمی اثبات شده است. اکتشافات علمی قرن 20 ام که به سرعت ویکی پس از دیگری به وقوع پیوست در زمینه های فیزیک نجوم و بیولوژی ثابت کرده است که زندگی و جهان خلق شدند .

با از هم پاشیدن تئوریهای دارونیسم ، تئوری"انفجار بزرگ "(BB)نشان داده است که جهان از هیچ خلق شده است .

اکتشافات معلوم کرده اند که طراحی ونظم بسیار ظریفی در دنیای ماده وجود دارد و این قطعأ ماهیت بی اساس ادعاهای ماتریالیسم را اثبات می کند .

با توجه به شرایطی که برای ادامه حیات لازم است ، می بینیم که تنها زمین دارای چنین شرایطی است برای امکان پذیر بودن زندگی ، شرایط بی شماری بطور همزمان و بدون وقفه در اطرافمان وجود دارند .

با دانستن وجود یکصد میلیارد کهکشان که (بطور متوسط ) هر یک دارای صد میلیارد ستاره وتقریبأ به همان مقدار سیاره می باشند ، بهتر به اهمیت وجود محیطی استثنائی برروی کره زمین پی می بریم .

از قدرت " انفجار بزرگ " تا اندازه فیزیکی اتم ها ، از میزان چهار انرژی پایه تا فرایندهای شیمیائی در ستارگان ، از نوع نور ساتع شده از خورشید تا سطح چسبندگی آب ، از میزان فاصله ماه تا زمین تا سطح گازها در جو ، از میزان فاصله زمین از خورشید تا اندازه زاویه چرخش آن ، از سرعت چرخش زمین به دور محورش تا عملکرد کوهها و اقیانوس بر روی زمین : جزء به جزء آنها بطور ایده ال برای زندگی ما مناسب و تنظیم شده اند .

امروزه دنیای علم این خصوصیات بر جسته را بوسیله مباحثی با عنوان "اصول پیدایش انسان " و "نظم شگرف " بیان می کند این مباحث بطور خلاصه نشان می دهند که جهان مجموعه ای از مواد تصادفی ، بدون هدف و غیر قابل کنترل نیست بلکه در آن منظور قصدی برای معطوف داشتن بسوی زندگی انسان بوده و عالیترین دقت طراحی شده است .

در آیات فوق توجه به اندازه دقت و هماهنگی در خلقت خداوند جلب شده است . کلمه "تقدیر" در آیات قرآن نظیر آیه 2 سوره الفرقان به معنی "طراحی کردن وخلق کردن به اندازه " بکار رفته است . کلمه "طباق " به معنی "با نظم و هماهنگ " در آیه 3 سوره الملک  و آیه 15 سوره نوح به کار رفته است .

علاوه براین ، خداوند در سوره الملک با کلمه "تفاوت " به معنی "اختلاف ، خلل ، تخطی ، نامنظم و تضاد وتفاوت "بیان می کند آنهای که در جستجوی یافتن نا هماهنگی در خلقت هستند موفق به یافتن آن نخواهند شد .

عبارت "نظم ظریف " که استفاده از آن در آخر قرن 20ام آغاز شد ، این حقیقت موجود در آیات را به نمایش می گذارد . در دو سه دهه گذشته ، تعداد بسیار زیادی از دانشمندان ، روشنفکران و نویسندگان نشان داده اند که جهان یک مجموعه تصادفی نیست بلکه بر عکس ، دارای یک طراحی ونظم فوق العاده می باشد که در تمام جزئیاتش به صورتی ایده ال برای زندگی انسان ترتیب داده شده است .

بسیاری از خصوصیات جهان به روشنی نشان می دهند که جهان طوری خلق شده است تا از حیات و زندگی پشتیبانی کند ؛ اگر کارل کیبرسن (فیزیکدان) این حقیقت را اینگونه بیان می کند : در دهه 1960 ، بعضی از فیزیکدانان دریافتند که جهان ، طوری با ظرافت تنظیم شده است که به زندگی انسان موجودیت بدهد . نجومدان بریتانیائی ، پرفسور جورج اف آلیس به "نظم ظریف " اینگونه  اشاره می کند : "نظم ظریف " و خارق العاده ای در قوانین ، این پیچیدگی را ممکن ساخته است .

درک پیچیدگی در آنچه که انجام گرفته است ما را ناگذیر به استفاده از کلمه "معجزه آساز" نموده است . بدون آنکه از جنبه علمی آن قدمی عقب بگذاریم .

 

سرعت انفجار بزرگ(BB):

توازنی که با انفجار بزرگ و تشکیل آنی جهان برقرار شد یکی از نشانه های این است که جهان بطور تصادفی بوجود نیامده  است . مطابق گفته ای پل داویس پروفسور فیزیک و ریاضی دانشگاه آدلاید . اگرسرعت گسترشی که پس از انفجار بزرگ بوجود آمد . فقط به اندازیک میلیاردم متفاوت می بود ، جهان هستی بوجود نمی آمد .

استفن هاوکینگ ، در کتابش بنام خلاصه از تاریخ زمان ، این دقت غیر عادی و خارق العاده را سرعت گسترش جهان تصدیق می نماید .

اگه سرعت انبساط (توسعه) در یک ثانیه پس از انفجار بزرگ حتی کمتر از یک در صد هزار میلیون میلیون ، کوچکتر می بود جهان قبل از رسیدن به اندازه کنونی مجددأ متلاشی شده واز بین می رفت .

 

نیروهای چهارگانه :

تمامی حرکات فیزیکی در جهان با بهره گیری از تقابل و توازن چهار نیرویی که در فیزیک مدرن به آنها نیروی جاذبه ، الکترو مغناطیس ، نیروی هسته ای قوی و نیروی هسته ای ضعیف بوجود می آیند . این نیروها مقادیر بسیار متفاوتی از هم را دارا هستند . مایکل وانتن ، دانشمند مشهور بیولوژی ملکولی توازن خارق العاده مابین این نیروها را بدینگونه بیان می کند : اگر مثلا نیروی جاذبه یک تریلیون برابر قویتر می بود آنگاه جهان بسیار کوچکتر و طول حیات آن نیز کوتاه تر می شد . یک ستاره متوسط حجمی به اندازه یک ترلیونم حجم خورشید طول عمری در حدود یک سال می داشت از طرف دیگر اگر جاذبه قدرت کمتری می داشت ستارگان و کهکشانها هرگز شکل نمی گرفتند .

سا یر نسبتها و مقادیر بدون این نیروها نیز به همین اندازه مهم هستند اگر نیروی قوی فقط کمی ضعیفتر می بود . تنها عنصری که می توانست پایدار آن بماند هیدروژن می بود و هیچ اتم دیگری نمی توانست وجود داشته باشد . اگر آن نیرو مقدار کمی قویتر از نیروی الکترو مکانیسمی می بود در آن صورت اتمی که دارای 2 پروتون در هسته است تنها مشخصه پایدار جهان می بود و این به آن معنی است که دیگر هیدروژنی وجود نمی داشت و این مطلب درباره  ستارگان و کهکشانها یعنی اینکه آنها دیگر به شکل کنونی شان نمی بودند به عبارت روشنتر اگر این نیروها و مقادیر عین این اندازه های موجود را نمی داشتند هیچ ستاره ، هیچ سوپر نرا هیچ سیاره ، هیچ اتم و هیچ زندگی وجود نداشت .

 

فاصله بین اجرام آسمانی :

توزیع اجرام آسمانی در فضا و فواصل بین آنها برای وجود حیات بر روی زمین زروری است . فواصل بین اجرام آسمانی طوری متناسب و مطابق با سایر نیروهای قوی در جهان محاسبه و برقرار شده اند که زندگی بر روی زمین را امکان پذیر می نماید .

مایکل انتن در کتاب "سرنوشت طبیعت " فاصله بین ستارگان و سوپر نرا را این گونه توصیف می کند : فواصل بین سوپر نرا ودر واقع بین همه ستارگان به دلایل مختلف مهم می باشد . فاصله بین ستارگان در کهکشانها تقریبأ سی میلیون مایل (48 کیلومتر ) است . اگر این فاصله خیلی کمتر می بود مدارات سیاره ای بی ثبات می شدند ، و اگر بسیار بیشتر می بودند خرده ها ی پرتاب شده توسط سوپر نرا چنان گسترده پخش میشدند که سیستمهای سیاره ای شبیه آنچه ما داریم به هیچ وجه تشکیل نمی شدند.

اگر گیتی قرار است محلی برای زندگی باشد ، در آنصورت سوپر نرا بایستی با دقت زیاد و وصله صحیحی ما بین آنها و همه ستارگان رخ دهد .

جاذبه :

اگر جاذبه قویتر می بود آمونیاک و متان بیش از حدی در جو زمین جمع می شد که بیشترین اثر و آسیب را به حیات وارد می کرد .

اگر جاذبه ضعیفتر بود جوزمین مقدار بیش از حدی آب از دست می داد  و بنابراین زندگی غیر ممکن میشد.

 

فاصله زمین از خورشید:

-  اگر زیاتر بود کره زمین خیلی سرد می شد و چرخه آب در جو زمین مورد تأخیر قرار گرفته و سیاره به عصر یخبندان وارد می شد .

- اگر زمین  کمی نزدیکتر به خورشید می بود سیاره می سوخت و چرخه آب در جو کاملا آسیب می دید و زندگی غیر ممکن می شد .

 

ضخامت پوسته زمین :

-          اگر پوسته کمی زخیمتر بود ، مقدار بیش از حدی از اکسیژن از جو به آن انتقال می یافت

-          اگر پوسته کمی نازکتر می بود ، فعالیتهای آتش فشانی حاصله زندگی را غیر ممکن می ساخت .

 

سرعت جرخش زمین :

-          اگر کمی آهسته تر بود ، تفاوت دما بین روز وشب بیش از حد افزایش پیدا می کرد .

-          اگر کمی سریعتر می بود ، بادهای جوی سرعتی بسیار زیاد به خود می گرفتند ، طوفانها و بادهای موسمی زندگی را غیر ممکن می کردند .

 

میدان مغناطیسی زمین :

-          اگر کمی قوی تر بود طوفانهای الکترومغناطیسی  بسیار قوی بود می آمدند .

-          اگر کمی ضعیفتر بود ، در صورت زمین حفاظ خود را در مقابل ذرات مضر ساتع شده از خورشید که معروف به بادهای خورشیدی هستند از دست می داد . در هر دو حالت زندگی غیر ممکن می شد .

 

اثر آلبدو یا درصدی از انعکاس نور توسط زمین :

   اگر بیشتر بود ؛عصر یخبندان به سرعت به وجود می آمد .

-  اگر کمتر بود ، درمقابل فرایندهای حیاتی بشدت کند می شدند .

 

نسبت دی اکسید کربن و آب در جو :  

-          اگر بیشتر بود ، جو بشدت برافروخته و داغ می شد .

-          اگر کمتر بود ، دمای جو پائین می آمد .

 

ضخامت لایه اوزن :

-          اگر بیشتر بود دمای زمین بی اندازه کاهش می یافت .

-          اگر کمی کمتر بود ، زمین بشدت گرم ودرمقابل اشعه مضر ماورای بنفش ساتع شده از خورشید بی دفاع می شد .

 

 فعالیتهای زلزله ای (زمین لرزه ها ):

-          اگر کمی بیشتر بود ، حیات موجودات زنده را مختل می کرد .

-          اگر کمتر بود مواد در اعماق دریا به داخل آب پخش شده وبه حیات موجودات دریائی آسیب زده بر روی حیات در اقیانوسها و کره زمین صدمه وارد می کردند .

 

زاویه تمایل زمین :

 زمین دارای زاویه شیب 23 درجه نسبت مدارش می باشد. همین شیب موجب بوجود آمدن فصول می شود . اگر این زاویه کمی بیشتر یا کمی کمتر از اندازه فعلی آن می بود ،اختلاف دما بین فصول بیش از حد زیاد می شد یعنی تابستانهای داغ غیر قابل تحمل وزمستانهای بشدت سرد.

 

اندازه خورشید :

ستاره ای کوچکتر از خورشید به معنای یخ زدن زمین و بزرگتر از آن یعنی سوختن آن

 

جاذبه بین زمین وماه :

اگر این جاذبه کمی بیشتر بود جاذبه  قدرتمند ماه تأثیرات بسیار جدی بر روی شرایط جوی ، سرعت چرخش زمین بر روی محورش و جزر و مد اقیانوسها می داشت .

-          اگر کمی کمتر بود ، موجب تغییرات شدید آب وهوا می شد.

 

فاصله بین زمین و ماه :

-          اگر کمی نزدیکتر بود ، کره ماه برروی زمین می افتاد .

-          اگر کمی دورتر بود ، کره ماه در فضا ناپدید می شد

-          حتی اگر مقدار خیلی کمی نزدیکتر بود ، تأثیر ماه بر روی جزر و مد زمین ابعاد خطرناکی بخود می گرفت ، امواج اقیانوس زمینهای کم ارتفاع را می پوشاند . سایش ناشی از آن باعث افزایش دمای اقیانوس شده و در نتیجه تعادل حساس دما که بر روی کره زمین ضروری است را از بین می برد.

-          اگر فقط مقدار خیلی کمی دورتر بود ، جزر و مد کاهش می یافت و اقیانوسها کم تحرک تر می شدند . آب بی حرکت ، حیات موجودات دریا را به خطر می انداخت و مقدار سطح اکسیژن لازم برای تنفس را کاهش می داد .

 

دمای کره زمین و حیات مبتنی بر کربن :

وجود کربن پایه حیات ، به ماندگاری دما در یک محدوده شخصی بستگی دارد . کربن یک ماده حیاتی برای ملکولهای آلی مانند آمنیو اسیدفرکلیک اسید وپروتئین است ،که بنیاد زندگی را تشکیل می دهند .بنابراین زندگی تنهابرپایه کربن است ، با بیان این مهم دمای هوا نباید کمتر از منفی بیست درجه و نباید بیشتر از صدو بیست درجه سلسیوس باشد واین همان محدوده دما برروی کره زمین است .

 

اینها فقط چند مورد از تعادلهایی فوق حساسی است که  برای پدید آمدن زندگی و ادامه آن ضروری هستند اما همین موارد کافیست تا صریحأ آشکار کند که زمین و جهان در نتیجه تعدادی رخداد تصادفی پشت سر هم بوجود نیامده است . مفاهیم "نظم ظریف " و اصل پیدایش انسان که در قرن بیستم استفاده از آنه شروع شده است شواهد دیگر از خلقت توسط خداوند هستند .

هماهنگی و تناسب موجود در آن با دقتی با شکوه بیش از چهارده قرن پیش در قرآن توصیف شده است .